مطهر بن محمد جمالى يزدى

مقدمه 17

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )

نام و تخلص مؤلف و پدرش نكتهء ديگر موضوع بحث نام مؤلف و نسبت يا تخلص و نام پدر اوست كه در نسخه‌ها به اشكال متفاوت ديده مىشود . كنيه‌اش ابو بكر بوده و در همهء نسخ يكى است . نامش در كشف الظنون و اكثر نسخ فرخ‌نامه مطهر و در دو نسخهء 834 پاريس و شاه علائى مظهرست . در دو نسخه هم مطهر را نام پدر او دانسته‌اند ( پاريس 835 و مركزى 5324 ) كه درست نيست . اكثر نسخ نام پدر مؤلف را محمد ذكر كرده‌اند ، ولى در كشف الظنون و نسخه‌هاى 2374 پاريس و برلين و قاهره نام پدرش را ابو القاسم نوشته‌اند در حالى كه در نسخ ديگر ابو القاسم نام جدّ اوست ، يعنى در حقيقت نام پدر از ميان نام مؤلف و نام جد ساقط شده است . در نام جدّ اعلاى او هم اختلاف است . در سه نسخهء قديمى مورخ 754 ، 789 و 886 « ابو سعد » و در ديگر نسخ و كشف الظنون « ابى سعيد » است و حكم بر اينكه كدام صحيح تواند بود احتياج به وجود قرائن خارجى دارد ، يعنى بايد احوال مؤلف در كتب و مآخذ ديگر مضبوط باشد كه نيست و بر چنين مداركى دسترسى نيافته‌ام . نسبت و شهرت و تخلص او « جمالى » « 1 » است و در اشعارى كه از خود در مقدمهء كتاب نقل مىكند دو جا « جمالى » را به صورت تخلص به كار برده است : مقصود مهمات گنهكار جمالى * دانى كه چه باشد بكن از فضل به حاصل بنده جمالى « 2 » به ثنا گفتنت * باد ز اقبال منوّر بصر اطلاعاتى دربارهء متن جمالى اين كتاب را براى فرزند مخدوم خود ( ظاهرا ) موسوم به ابو القاسم و به نام وزيرى كه مجد الدين احمد بن مسعود نام داشته است ( و با تجسس بسيار هنوز او را نشناخته‌ام ) در هيجده سالگى « 3 » به سلك تأليف درآورد ، به دليل اين عبارت و بيت كه در مقدمهء كتاب

--> ( 1 ) . در نسخه‌هاى پاريس 835 و براون و لندن « جمال » آمده است . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . اين امر اگرچه امروزه خالى از غرابت نيست اما نظاير متعدد دارد . از جمله آنكه همشهرى ديگر اين مؤلف به نام محمد جعفر بن محمد حسين نائينى در سن چهارده ( ! ) كتابى به نام جامع جعفرى در حوادث مربوط به يزد و به شيوهء تاريخ وصاف در نهايت قدرت و انسجام تأليف كرده است . اين امر از علائم بارز معتبر بودن روش تعليم و تدريس زبان فارسى و عربى تا يك قرن قبل تواند بود . اكنون كدام شير پاك خوردهء مدرسه ديده ، حتى امريكا رفته ، است كه در هيجده سالگى بر اعظم علوم و افكار زمان خود وقوف داشته باشد و آن مطالب را به زبان فصيح و روشن و خالى از عيب و نقص به رشتهء تحرير درآورد .